برخیز که شور محشر آمدحسین سیب سرخی

 

برخیز که شور محشر آمدحسین سیب سرخی

 

برخیز که شور محشر آمد
این قصه زسوز جگر آمد
آید صدای ناله زصحرا
برخیز حسین که خواهر آمد
(حسین وای )
زینب رسیدم با مو پریشان
از داغ او بر دل شرر آمد
با خاطرات تلخ اسارت
آمد خمیده خون جگر آمد
(حسین وای )
دل گر که محزون و دل پریشان
پای برهنه از سفر آمد
با یاد داغ دخت سه ساله
بنگر که با چسمان تر آمد
(حسین وای )
از راه شام بلا و کوفه
تنها غریب و بی یاور آمد
خاکستری گشته گیسوانش
بنگر که با پاره معجر آمد
(حسین وای )
زینب در این صحرا مکن منزل که شاید دوباره شمر دون با خنجر آید


/ 0 نظر / 288 بازدید